ترور: مفهوم لغوی این واژه، دهشت، ترس زیاد و وحشت است. مشکل ارائه تعریف مشترکی از تروریسم همیشه وجود داشته است، این امر ناشی از آن می­باشد که «آن کسی که از نظر یک شخص تروریست محسوب می­شود از نظر دیگری، یک مبارز راه آزادی است.» با این­حال، و علی­رغم فقدان یک تعریف مشترک و قابل قبول در روابط بین­المللی (به ویژه تا قبل از سال­های اخیر) به مرور یک اجماع نسبی در مورد معنی تروریسم بروز کرده است. در پاییز سال 1985، اعضای مجمع عمومی سازمان ملل متحد به اتفاق آراء، اعمال تروریستی را توسط هر کسی و در هر کجا که اتفاق بیفتد محکوم کردند. این رخداد قابل توجهی بود، از آن­ رو که اعضای مجمع عمومی قبل از آن، هیچ­گاه نتوانسته بودند در مورد تروریسم اتفاق­نظر پیدا کنند. قطعنامه­ی مجمع عمومی اعلام می­دارد که تروریسم شامل اعمال مذکور در پنج معاهده­ی بین­المللی، یعنی سه کنوانسیون راجع به هواپیماربایی[1]، معاهده­ی راجع به حمایت از دیپلمات­ها[2] و معاهده­ی راجع به گروگان­گیری[3] می­شود، ولی محدود به این­ها نیست. این معاهدات و کنوانسیون­ها هیچ یک تروریسم را معنی نکرده­اند، ولی بیش از نیمی از اعمال تروریستی بین­المللی را در بر می­گیرند (میرمحمد صادقی،153:1392). قانونگذار در قانون مجازات اسلامی از لفظ ترور استفاده نکرده و فقط در مواد 515 و 516 قانون تعزیرات، سوء قصد به مقامات عالی را جرم و مستوجب مجازات دانسته است. ماده 515 «قانون تعزیرات» در این مورد اشعار می­دارد: «هر کس به جان رهبر و هر یک از رؤسای قوای سه­گانه و مراجع بزرگ تقلید سوء­قصد نماید، چنانچه محارب شناخته نشود، به حبس از سه تا ده سال محکوم خواهد شد.» همچنین به موجب ماده 516 «قانون تعزیرات» مصوب سال 1375: «هر کسی به جان رئیس کشور خارجی یا نماینده­ی سیاسی آن در قلمرو ایران سوء­قصد نماید به مجازات مذکور در ماده 515 محکوم می­شود، مشروط به اینکه در آن کشور نیز نسبت به ایران معامله متقابل بشود و الا اگر مجازات خفیف­تر اعمال گردد به همان مجازات محکوم می­شود.»

عنصر مادی جرم مذکور در ماده 515 و همچنین ماده 516، عبارت از «سوء­قصد» است. نباید از این واژه این طور برداشت کرد که منظور از آن صرف قصد و نیت ­سوء می­باشد، یعنی این­که به محض احراز قصد سوء کسی نسبت به افراد مذکور در ماده بتوان وی را به مجازات محکوم کرد، به ­عبارت دیگر، قانونگذار در ماده فوق به نوعی جرم عقیم اشاره کرده است، مثل اینکه مرتکب، بر اثر خطا در تیراندازی یا دخالت محافظین فرد مورد نظر و یا ملبس بودن او به جلیقه­ی ضد گلوله، یا اساساً نتواند وی را هدف قرار دهد و یا اینکه تنها وی را مجروح سازد باید توجه داشت که سوء­قصد، بنا به تصریح ماده، باید علیه­ «جان» مقامات مذکور در ماده صورت گیرد، و در واقع شروع به قتل رخ دهد. بدین­ترتیب، هر گاه کسی، صرفاً قصد ایراد ضرب و جرح به آنان را داشته باشد از شمول ماده خارج خواهد بود؛ لیکن استفاده از سلاح خاصی ضرورت ندارد و استفاده از هر سلاحی، اعم از سرد و یا گرم (از جمله سلاح­های انفجاری) و حتی استفاده از دست جهت خفه­کردن فرد مورد نظر کفایت می­کند (میرمحمد صادقی 1392: 161).

بین حقوقدانان نیز در تعریف ترور اختلاف­نظر زیادی وجود دارد. در اصطلاح سیاسیون، ترور، کشتن و از بین بردن مخالفان و ایجاد رعب و وحشت میان مردم است و تروریست یعنی آدم­کش و آن­که برای رسیدن به هدف خود کسی را به طور غافلگیر بکشد و یا ایجاد رعب و وحشت کند. در ترمینولوژی حقوق، تروریسم این چنین تعریف شده است: کارهای جنایی ضد کشور به­ منظور ایجاد هراس در اشخاص یا اصناف و طبقات معین و یا همه مردم کشور، نتیجه اینکه ترور، سلب حیات افراد با انگیزه­های سیاسی می­باشد که به مرتکب این جرم تروریست گفته می­شود.

[1]– اینها، شامل«کنوانسیون 1963 توکیو در مورد ارتکاب جرایم و برخی از اعمال دیگر در داخل هواپیما»، «کنوانسیون 1970 لاهه در مورد تصرف غیر قانونی هواپیما» و «کنوانسیون 1971 مونترآل در مورد سرکوب اعمال غیر قانونی علیه ایمنی پرواز هواپیماها» می باشند.

[2]– «کنوانسیون جلوگیری و مجازات جرایم ارتکابی علیه اشخاصی که از لحاظ بین المللی مورد حمایت هستند، از جمله نمایندگان سیاسی »، مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1973

[3]– کنوانسیون بین­المللی علیه گروگان­گیری(1979)

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

جواز استفاده از سلاح توسط مأمورین در حقوق کیفری ایران