برای تعریف نابهنجاری توافق کلی برای معیارهای آن وجود ندارد، هر چند در توصیف نابهنجاری اغلب بر یک یا چند تعریف زیر تکیه شده است.

1- انحراف از هنجارهای آماری:

کلمه نابهنجار به معنای «دور از هنجار» است. بسیاری از خصوصیات از قبیل قد، وزن و هوش یک جمعیت دارای مقادیر مختلفی است. اکثر افراد قد متوسطی دارند. در حالی که تعدادی نیز به میزان نابهنجاری بلند یا کوتاه قد هستند. یکی از تعاریف نابهنجاری بر فراوانی آماری مبتنی است. رفتار نابهنجار فراوانی آماری ندارند یا از هنجار انحراف دارد اما طبق این تعریف کسی هم که بسیار با هوش یا شاد باشد باید در طبقه نابهجار قرار بگیرد. پس در تعریف رفتار نابهنجار باید چیزی بیش از عدم فراوانی آماری را لحاظ کنیم.

 

2- انحراف از هنجارهای اجتماعی:

هر جامعه‌ای برای رفتارهای قابل قبول معیارها و هنجارهای معینی دارد، رفتاری که از این هنجارها انحراف قابل توجهی داشته باشد نابهنجار محسوب می‌شود. معمولاً و نه همیشه آمار این گونه رفتارها نیز در آن جامعه فراوان نیست. ولی اگر انحراف از هنجارهای اجتماعی را معیار تعریف نابهنجاری بدانیم چندین مسئله پیش می‌آید. رفتاری که در یک جامعه خاص بهنجار محسوب می‌شود ممکن است در جامعه دیگری نابهنجار باشد. مسئله دیگر آن است که مفهوم نابهنجاری حتی در یک جامعه نیز در طول زمان تغییر می‌کند. چهل سال پیش اکثر امریکایی‌ها کشیدن ماری‌جوانا یا نیمه‌برهنه‌بودن را از جمله رفتارهای نابهنجار می‌دانستند. امروزه این رفتارها بیشتر تفاوت‌هایی در سبک زندگی تلقی می‌شود نه، علائم نابهنجاری.

 

3- غیر انطباقی بودن رفتار:

 بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی به جای تعریف رفتار نابهنجار بر حسب انحراف از هنجارهای آماری یا اجتماعی مهم‌ترین معیار را تأثیر این رفتار بر سلامت فرد یا گروه اجتماعی می‌دانند. طبق این معیار، رفتار اگر غیر انطباقی باشد یا به عبارت دیگر آثار منفی بر فرد یا جامعه داشته باشد نابهنجار است. بعضی رفتارهای منحرف مخل سعادت فرد است. برای مثال زنی که دست به خودکشی زده است یا شخصی که آنقدر مشروب می‌خورد که نمی‌تواند سر کار رود. برخی دیگر از رفتارهای منحرف به جامعه آسیب می‌رساند، مثلاً شخص بدگمانی که نقشه ترور مسئولان مملکتی را می‌کشد. تمامی این رفتارها بر حسب معیار غیر انطباق بودن نابهنجار است.

 

4- ناراحتی شخصی:

چهارمین معیار نابهنجاری احساس ناراحتی ذهنی فرد است نه رفتاری. اغلب کسانی که بیمار روانی تشخیص داده می‌شوند، احساس بیچارگی و بدبختی می‌کنند. آن‌ها مضطرب، افسرده و ناراحت هستند و اکثرشان از بی خوابی، بی اشتهایی و دردهای متعدد رنج می‌برند. گاهی ناراحتی شخص می‌تواند تنها نشانه نابهنجاری باشد در صورتی که برای یک مشاهده کننده اتفاقی ممکن است رفتار وی بهنجار به نظر آید.

هیچکدام از این تعاریف توصیف کامل و رضایتبخشی در مورد رفتار نابهنجار بدست نمی‌دهند. در بسیاری موارد برای تشخیص نابهنجاری هر چهار معیار در نظر گرفته می‌شود. (هیلگارد، جلد 2، ص 153)

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مطالعه میزان شیوع اختلالات شخصیت در متقاضیان جراحی زیبایی بینی و مقایسه آن با دیگر جراحی های مختلف زیبایی