تولید چابک:

چابکی در واقع یک توانایی اساسی را ایجاب می کند که کمپانی،تغییرات را در محیط تجاری،احساس، دریافت، ملاحظه،تجزیه و تحلیل و پیش بینی کند.تولید کننده چابک بدین طریق سازمانی است که دیدگاه وسیعی در مورد نظم نوین جهان تجارت دارد و با معدودی از توانایی ها و قابلیتها با آشفتگی ها به مقابله می پردازد و جنبه های مزیتی جریانات تغییر را تسخیر می کند.چابکی،توانایی یک بنگاه برای بقا و پیشرفت در یک محیط رقابتی است که تغییر در آن به صورت مداوم و پیش بینی نشده است و پاسخ سریع به تغییرات سریع بازارها که ناشی از ارزش گذاری مشتری روی محصولات و خدمات است و نیز توانایی شکل دهی مجدد عملیات،فرایند و روابط تجاری به صورت مؤثر است در حالی که همزمان به صورت موفقیت آمیزی در محیطی با تغییرات مداوم عمل می کند.چابکی یک واقعیت وسیع کسب و کار است که ساختارهای سازمانی، سیستم های اطلاعاتی، فرایندهای پشتیبانی و خصوصاً مجموعه افکار را در بر می گیرد. (ریچاردز[1]، 1996،ص62)

(ماسکل[2]2001،ص16) چهار عنصر کلیدی را برای تولید چابک بر می شمارد:

1-رفاه مشتری

2-افراد و اطلاعات

3-همکاری در داخل و بین کارخانه ها شرکتها

4-مناسب بودن یک شرکت برای تغییر

برای پاسخ مؤثر به نیازمندیهای متغیر،چابکی باید در تمام مناطق وظیفه ای سازمانهای تولیدی وجود داشته باشد بنابراین بدست آوردن چابکی،نیازمند انعطاف پذیری و حساسیت در استراتژیها،سیستمها و منابع انسانی می باشد.

یک سیستم تولید با قابلیت های فوق العاده (قابلیت های داخلی،تکنولوژی های سخت افزاری و نرم افزاری، نیروی انسانی و مدیریت آموزش دیده) برای رسیدن به تغییرات سریع بازار (سرعت، انعطاف پذیری،مشتریان،و پاسخگویی) است.سیستم تولیدی که به سرعت بین مدل های محصول (سرعت و پاسخگویی) یا بین خطوط تولید جابه جا شده (انعطاف پذیری) و به تقاضای مشتری (نیازها و خواسته های مشتری) در زمان واقعی و به صورت ایده آل پاسخ می دهد.

از ابزارهای لازم برای تحقق چابکی تولید،می توان به این موارد اشاره کرد:

فرهنگ سازمانی،ساختار سازمانی،فناوری اطلاعات،افراد،کیفیت منابع انسانی و سبک رهبری.

سازمان ها در تولید چابک برای تحقق هدف ارضای نیازهای واقعی مشتری،تنها به فروش محصولات نمی پردازند بلکه راه حل هایی را برای کردن نیازهای (مسائل) مشتری به فروش می رسانند و این امر مستلزم رساندن بسته محصول و خدمتی است که نیازها را برآورده سازد.آرمان محصولات ما کافی و کامل نیستند و برای ارضای واقعی نیازهای مشتریان مان،ممکن است نیازمند افزون خدمات ویژه،شرایط ویژه،حمایت فنی و یا افزودن محصولات مکملی که به وسیله شرکت های دیگر،و حتی رقبای ما عرضه می شوند،باشیم.محیط تجاری به صورت منبعی از تلاطم و تغییر،فشار را بر فعالیتهای تجاری سازمانها تحمیل می کند.این تغییرات و فشارهای نامشخص و غیر قابل پیش بینی،سازمان ها را مجبور به استفاده از روشهای مناسبی می نماید که می تواند آنها را به یک موقعیت تثبیت شده هدایت کرده و از آنان در برابر از دست دادن مزیت های رقابتی حمایت کند.این تغییرات و فشارها را محرک های چابکی می نامند.این محرکها می تواند از سازمانی به سازمان دیگر و از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق کند.بنابراین طریقه تأثیر آنها بر سازمان می تواند متفاوت باشد.این مسئله برای مکانیزم کشف و تشخیص تغییرات در محیط تجاری ضروری است.همان طوری که ذکر شد،یک شرکت با بازار انحصاری و یا سهمی تضمین شده در بازار و یا فعالیت در بازاری که در آن رقابت کم می باشد و مشتریانش برای بهبود کیفیت به سازمان فشار نمی آورند،متفاوت از سازمانی است که با یک محیط متلاطم روبروست.(شریفی[3]،2006،ص1088)

[1] Richards

[2] maskell

[3] sharifi

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسي رابطه بين مديريت دانش با چابكي سازماني كاركنان ومعلمان آموزش و پرورش شهرستان كرمانشاه