سلسله مراتب انگیزه ها:                                                                                                                     برخی  نظریه پردازان نظیر مزلو وباک[1] (2002)، انگیزه های انسان را به صورت سلسله مراتبی ارائه کردند.  مزلو  انگیزه های انسان را در پنج طبقه اصلی انگیزه های (نیازهای) فیزیولوژیک ،نیازهای ایمنی، نیاز به تعلق  پذیری ، نیاز به احترام و نیاز به خود شکوفایی قرار داد .در حالی که باک  آنهارادر پنج طبقه به گونه دیگر شامل غرایز ، سایق های نخستین ، سایق های اکتسابی ، هیجانها وانگیزش شایستگی  طبقه بندی می کند.  فایده  چنین دیدگاهی در این است که به افراد اجازه می دهد تا انگیزه های بسیار متفاوت انسان را در یک شبکه واحد منسجم  مربوط به هم طبقه بندی  کند. (دسی و رایان،2000)

سطوح انگیزش :       

  انگیزه های انسان می توانند آشکار و یا نه چندان  آشکار، توجیه  شده ، یا توجیه نشده و هوشیار یا ناهشیار باشند برای مثال تحقیقات نشان دادند مردم در روزهای آفتابی بیشتر لبخند میزنند، درماههای تابستان بیشتر از ماهای دیگر مرتکب  اعمال پرخاشگری می شوند با این حال انگیزش بر اساس تحقیقات مختلف  به دوطبقه انگیزش درونی و انگیزش بیرونی تقسیم می شود.

انگیزش درونی : 

 دسی و رایان ( 2000 )، انگیزش درونی را چنین تعریف می کنند : انگیزشی که از درون فرد نشات گرفته وباعث لذت بردن فرد ازافزایش توانمندیهایش در زمینه یک تکلیف خاص می شود، به عبارت دیگر دانش آموزانی که دارای انگیزش درونی هستند انگیزش کافی برای یادگیری ،عملکرد و موفقیت درونی  دارند.

 انگیزش بیرونی:                                                                                                                        انگیزش بیرونی عبارت است از انگیزشی که فرد  را به سمت اکتساب  یا اجتناب از چیزی که در بیرون از خوداو قراردارد هدایت می کند، در حالی که دانش آموزان دارای انگیزش درونی  برای رسیدن به احساس  موفقیت درونی  تلاش می کنند، دانش آموزان دارای انگیزه بیرونی برای به دست آوردن نمره مورد نظرشان ، ویا جوایز خاص( مثل:  پول، هدیه ، مدال ومقام)  تلاش می کنند.

تحقیقات نشان می دهد که دانش آموزان دارای انگیزش درونی در برابر چالش های تحصیلی مقاومت بیشتری نشان می دهند . خودپنداره تحصیلی بالاتری دارند و خلاقیت بیشتری نشان می دهند و تکالیف را بصورت داوطلبانه انجام می دهند و در نهایت عملکرد تحصیلی بالاتری نشان می دهند اما افراد دارای انگیزش بیرونی ، خود پنداره ضعیف،  عزت نفس پایین و عملکرد تحصیلی غیررضایت بخشی دارند. از این دیدگاه برخلاف آنچه در دهه های 1970 ، 1980 تصور می شد، انگیزش بیرونی صرفا عدم وجود انگیزه درونی نیست  ، بلکه جهت گزینی انگیزشی باعنوان پیوستاری در نظر گرفته شده است.دربحث های پیشین در مورد رابطه ی بین انگیزش درونی و بیرونی با تأکید بر اینکه انگیزه بیرونی کاهش دهنده انگیزه درونی است مورد تجدید نظر قرار گرفته است (هنسی[2]، ۲۰۰۳ )

بر همین اساس امابیل[3]،( ۱۹۹۳) مدلی  تحت عنوان ((همزیستی انگیزشی)) ارائه کرده است که در آن پاداش به عنوان عامل انگیزش بیرونی به ویژه زمانی که جنبه اطلاع رسانی دارد میتواند نقش انگیزشی ایفا  کند .یعنی به جای اینکه از علاقه اولیه فرد  بکاهد، تحت شرایطی با انگیزه درونی در یک فعالیت  جمع می شودولذت ناشی از فعالیت خلاق را افزایش دهد.

[1] . Mazlo & Bak

[2] . Hansi

[3] . Emabil

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

اثربخشي آموزش گروهي مديريت زمان بر خود تنظيمي يادگيري دانش آموزان پيش دانشگاهي