راهبرد انطباقی[1]

افرادی با راهبرد انطباقی در یک شکل منفعل اما مشارکتی ارتباطات با تعارض مقابله می کنند که تسلیم اهداف و خواسته های دیگران می شوند (بلیک و موتون، 1964؛ کیلمن و توماس، 1977). پژوهشگران نام این رویکرد را اجبار (رحیم، 1986) و تسلیم (کلاین و جنسن، 1977؛ پرویت و کارنوال، 1993) گذارده اند. مطابق دیدگاه پاپا و کاناری (1995)، راهبرد انطباق پاسخ بسنده ای برای تعارض است زیرا هم کافی و هم راحت است اما هر دو نفر را به اهدافشان نمی رساند. چند رفتار معمول در راهبرد انطباق، از جمله تلاش برای جلب رضایت شریک زندگی، فداکاری، عذرخواهی یا اظهارات مسالمت جویانه، و تلاش برای افزایش همسازی (هوکو و ویلموت، 1998). محققان رفتار غیر کلامی مشخصی را برای این رویکرد شناسایی نکرده اند، اما به نظر می رسد لبخند و صدای گرم و با انطباق همراه باشند. رفتارهایی مانند کاهش زمان گفتگو، سرتکان دادن تقویت کننده، و افزایش تماس چشمی در زمان شنیدن ممکن است ماهیت منفعل این راهبرد را منعکس نماید. در حقیقت، نیوتن و بورگن (1990)  وابسته های غیرکلامی عبارتهای پشتیبانی را در خلال اختلاف زوجین بررسی نموده اند. مشابه با راهبرد انطباقی، مقوله پشتیبانی کلامی شامل عبارت هایی است که موقعیت شریک را تقویت می کند، شریک زندگی را تصدیق می کند، بر اشتراکات تأکید می کند ، و مسئولیت را می پذیرد. عبارت های کلامی حمایتی شریک زندگی با جهت بدن مستقیم، جنبش و تحرک، و تماس فیزیکی (برای مثال گرمی و تماسی که با علائم صمیمیت و تحرک فیزیکی منتقل می گردد)، همکاری فیزیکی (مانند نمایش وضعیت های بدنی شباهت، یکسانی و همکاری)، ارتباط کلامی و سلطه پذیری کلامی همبسته بوده است.

راهبرد انطباق ممکن است بر اساس زمینه و بافت هم اثرات مثبت و هم اثرات منفی بر روابط داشته باشد (فیتس پاتریک و وینک، 1979). راهبرد انطباق زمانیکه یکی از زوجین به اندازه دیگری درباره یک موضوع نگران نیست مناسب است. برای مثال، به نظر می رسد تینا ، با خواسته دیوید برای رفتن به دره گراند به این دلیل موافقت کرد که شوهرش خیلی علاقه داشت به این دره برود اما خودش خیلی علاقه ای نداشت. با این حال، مردم حتی اگر زمانی یک موضوع برای آنها مهم باشد و خود را با آن تطبیق دهند، ممکن است در طول زمان ناراضی شوند. همراستا با این استدلال، کلوون و رولوف (1993) مفهومی را که آنرا اثر سردکننده[2] نامیدند ابداع نمودند. این اثر زمانی اتفاق می افتد که شخصی با قدرت کمتر در یک رابطه شکست بخورد یا از بحث درباره موضوعات مهم اجتناب نماید تا شخص قدرتمندتر عصبانی و یا پرخاشگری نکند. کلوون و رولوف معتقدند که کارکرد اثر سرد کننده تقویت اختلاف قدرت است و می تواند رضایت رابطه در طول زمان، کاهش دهد. بنابراین، اگر چه راهبرد انطباقی ممکن است در برخی شرایط به پیشبرد هماهنگی رابطه ای کمک نماید، نبایستی راهبرد اصلی اشخاص برای بکارگیری در خلال تعامل رابطه ای باشد.

2-2-9-4 راهبرد اجتناب[3]

همانند راهبرد انطباق، راهبرد اجتناب نیز غیر مستقیم و منفعلانه است. اما، برخلاف راهبرد انطباق، راهبرد اجتنابی غیر مشارکتی است (بلیک و موتون، 1964؛ کیلمن و توماس، 1977). این راهبرد همچنین با اصطلاحاتی مانند غیر مواجه ای (پتنام و ویلسون، 1982)، ناکنشی (کلاین و جانسون، 1997؛ پرویت و کارنوال، 1993)، و عقب نشینی(هاکر و ویلموت، 1998) نامیده شده است. اشخاصی که از راهبرد اجتناب استفاده می کنند از هرنوع مباحثه معناداری درباره موضوعات تعارضی امتناع می کنند. تدابیر مربوط به راهبرد اجتناب شامل انکار یا کمینه سازی مشکل ، توجه به مسائل بی ارتباط، تلاش برای تغییر موضوع، ترک صحنه، غرغر کردن، یا سکوت اختیار کردن است (گوررو، 1994؛ هاکر و ویلموت، 1998). فینی[4]، نولر[5]، شیهان[6] و پیترسون[7] (1999) بیان نموده اند که “رفتارهای با درگیری کمتر، مانند پایین انداختن سر، چرخاندن سر، فقدان تماس چشمی، بازتابی از گرایش به اجتناب از موضوعات رابطه ای است”. مطالعات زیادی نشان داده اند که استفاده از راهبرد اجتناب معمولاً در بافت های رابطه ای (برای مثال، کاناری و اسپیتزبرگ، 1987، 1989، 1990) همچنین بافت های وظیفه محور (مانند گراس و گوررو، 2000؛ گراس، گوورو و آلبرت[8]، 2004) غیرمؤثر و نامناسب است. دلیل نامگذاری پاپا و کاناری (1995) برای این راهبرد این است که در این راهبرد پاسخ به تعارض به کمترین مقدار خود می رسد. راهبرد اجتناب اهمیت تعارض را به کمترین مقدار خود می رساند و فرصت شرکای رابطه را برای تلاش در جهت حل– یا حداقل مدیریت تعارض- در موضوعاتی که به ناسازگاری منجر می شوند، انکار می کند. بنابراین، این موضوعات احتمالاً در آینده مشکلاات بیشتری را بوجود خواهند آورد. برخی از محققان اظهار داشته اند که راهبردهای تعارضی رقابتی یا پرتوقع احتمالاً با اجتناب یا کناره گیری برآورده می شوند.  الگوهای کناره گیر پرتوقع عموماً در روابط به میزان زیادی غیر مولد هستند (کریستنسن[9] و شنک[10]، 1991؛ گاتمن و لوینسون، 1988؛ نولر[11] و وایت[12]، 1990).

[1] – accommodating

[2] – chilling

[3] – Avoiding

[4] – Feeney

[5] – Noller

[6] – Sheehan

[7] – Peterson

[8] – Alberts

[9] – Christensen

[10] – Shenk

[11] – Noller

[12] – White

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مقایسه تعارضات زناشویی و سبک های حل تعارض در  زوجین دارای رضامندی و عدم رضامندی از ازدواج