هويت و جنس

در زمينه شكل گيري فرايند هويت در زنان و مردان ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد.

اريكسون معتقد است فرايند رشد هويت ممكن است براي زنان و مردان متفاوت باشد. او درگيري در آرزوهاي شغلي را محور تمركز مردان و علاقه مندي به ازدواج و پرورش فرزندان را مورد توجه  زنان مي دانست .

تحقيقات كارول گيليگان  حاكي از آن است كه شكل گيري هويت دختران نه تنها براي استقلال شخصي، ‌بلكه براي همكاري و صميميت و مراقبت از ديگران نيز هست، درحالي كه هويت پسران اساسا براي استقلال و رقابت و فرديت شكل مي گيرد. دختر نوجواني كه هويتش شكل گرفته است خود را به صورت فردي مسئول  و ياري دهنده به ديگران مي شناسد در حالي كه پسر نوجواني كه هويت خود را يافته است بيشتر به موفقيتهاي خويش،  تا همكاري و صميميت با ديگران، متوجه است ( لطف آبادي ، 1385) .

گام اصلي در رشد هويت

گام اصلي در رشد هويت، جدا شدن خود انگاره نوجوان از خود انگاره عمومي خانواده است. اين جدايي خود از آغاز زندگي كودك به صورتهاي مختلف جدا شدن از آغوش مادر، ‌تشخص طلبي سال هاي سوم وچهارم زندگي، همانند سازي با والد همجنس در سالهاي پنجم و ششم، همانند سازي با معلم و همسالان در سالهاي دبستاني )مشاهده مي شود، در دوره نوجواني به اوج خود مي رسد و فرد را به تدريج به يك جوان  متمايز و مستقل كه راه خاص خويش را در زندگي دنبال خواهد كرد، تبديل مي كند. نيرومند شدن فرد در دوره نوجواني و تمايز شناختي و ديدگاه ها و باورها و آرمانهاي اختصاصي وي، شخص ويژه اي از او مي سازد كه براي تجديد ارتباط خود با ديگران به كوشش و مبارزه بر مي خيزد. اين كوشش و مبارزه به جدايي نسبي (وگاه شديد) فرد از خانواده و بزرگسالان مي انجامد و پس از تثبيت اين هويت و موقعيت، در ارتباطهاي خود با ديگران تجديد نظر مي كند.

در جريان جدايي از تعلقات كودكانه پيشين، نوجوان هويت جنسي و فكري وروحي خود را باور مي كند و با كمك قدرت تفكر انتزاعي كه در اين سالها برايش حاصل شده است به ايفاي نقش هاي مستقل خويش در ارتباط با خانواده وهمسالان و جامعه  مي پردازد ( لطف آبادي ، 1385).

 

عوامل موثر بر شكل گيري  هويت

رشد هويت نوجواني تحت تاثير عوامل مختلفي است كه چند مورد مهمتر را مي توان به شرح زير برشمرد :

1- عوامل شناختي: وقتي كه فرد در دوره نوجواني به مرحله تفكر عمليات صوري مي رسد امكان بسيار بهتري به دست مي آورد كه هويت آتي خود را ترسيم كند و به مسائل آن بينديشد.

نوجواناني كه بي رشد شناختي متناسب با اين دوره از رشد رسيده اند از كساني كه به اين سطح از تفكر نرسيده اند موفقيت بيشتري در حل مسائل مربوط به هويت خود نشان ميد هند. انان اطلاعاتي را كه در اختيار دارند بهتر به كار مي گيرند و نياز آنان به كمك گرفتن از ديگران كمتر است

2- عوامل مربوط به والدين : اينكه نوجوان تا چه حد دربررسي احتمالات مختلف براي دست يافتن به هويت آزادي دارد به شدت تحت تاثير روابط درون خانواده است. در مطالعه اي در مورد كنش هاي متقابل خانوادگي نوجواناني كه در مقياس كاووش هويت[1] نمره بالايي آوردند بيشتر به خانواده هايي تعلق داشتند كه اطمينان به خود آزادي درمخالفت كردن (مستقل بودن) ودر عين حال وابستگي به خانواده، پذيرا بودن در برابر عقايد ديگران (كثرت عقايد[2] ) واحترام قائل بودن و حساس بودن در برابر عقايد ديگران (مشاركت[3] ) تشويق مي شدند.

[1]– identity exploration

[2] -plurality

[3]– mutuality

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی رابطه سبک های دلبستگی و سبک های هویت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پیش دانشگاهی شهر قزوین