مدل دی کین

بعد از آلتمن، تحقیقات دیگری جهت پیش بینی ورشکستگی با استفاده از نسبت های مالی انجام شد. هرچند در این تحقیقات به واسطه بهبود فنون جمع آوری و روش های آماری، روش ها اصلاح شد؛ ولی نتایج به دست آمده توسط محققان، تغییر چندانی پیدا نکرد. برای نمونه دی کین، در سال 1972 به نسبت های اولیه آزمایش شده به وسیله بیور مراجعه کرد و برای انتخاب نمونه شرکت های موفق از تصادف به جای تطابق استفاده کرد. معادله ممیز به دست آمده، دقت طبقه بندی مدل آلتمن را داشت و از توانایی تمایز تا سه سال قبل از ورشکستگی به صورت کارآمد برخوردار بود. اما وقتی با نمونه معتبر مطابقت داده شد، در نتایج حاصل نبود یکنواختی مشاهده شد. یعنی تزلزل درخور ملاحظه ای در مدل برآوردی وجود داشت.

 

 

2-8-3 مدل اسپرین گیت

فکر اولیه این مدل برای نخستین بار در دانشگاه سیمون فریزر توسط گوردون و اسپرین گیت مطرح شد. وی همانند آلتمن از تجزیه و تحلیل ممیزی برای انتخاب 4 نسبت مالی مناسب از میان 19 نسبت که بهترین نسبت ها به رأی تشخیص شرکت های سالم و ورشکسته بود، استفاده کرد.

Z= 1.3 A + 3.07 B + 0.66 C + 0.4 D

A= کل دارایی ها / سرمایه در گردش

B=کل دارایی ها / سود قبل از کسر بهره و مالیات

C= بدهی های جاری / سود ویژه قبل از کسر مالیات

D= کل دارایی ها / فروش

وقتی Z<0.862 شود، شرکت ورشکسته خواهد شد.

اسپرین گیت با استفاده از نمونه متشکل از 40 شرکت این مدل را آزمون کرد و با نتیجه شگفت انگیز 92/5 درصد مواجه شد. در سال 1979، باتراس مدل اسپرین گیت را برای 50 شرکت استفاده کرد و به دقت 95 درصد دست یافت. در سال 1980، سندسن با استفاده از 24 شرکت به بررسی مدل پرداخت و با نتیجه 89 درصد صحت مدل را ثابت کرد.

 

2-8-4 مدل تافلر

تافلر در سال 1983 در انگلستان تحقیقاتی در ارتباط با پیش بینی ورشکستگی انجام داد. وی اطلاعات 46 شرکت ورشکسته در فاصله سال های 1969-1976 را جمع آوری کرد و با اطلاعات شرکت های موفق مطابقت داد. سپس مدلی برای پیش بینی ارائه نمود که به صورت زیر است:

Z= C0 + C1R + C2W + C3FR + C4L

R= نرخ بازده سرمایه گذاری ها

W= سرمایه در گردش

FR= ریسک مالی، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام

L= نقدینگی

تافلر سهم هر یک از متغیرها در مدل را به ترتیب 53، 13، 18، 16 درصد ارزیابی کرد. پس از ارائه این مدل، وی نمونه ای از شرکت های ریسک دار را انتخاب کرد و با استفاده از مدل یاد شده، آنها را ارزیابی کرد. مدل، 115 شرکت از 825 شرکت صنعتی موجود در بانک اطلاعاتی را در حد خطرناک طبقه بندی کرد. در طی 4 سال 35 درصد از شرکت ها یا ورشکست شدند یا به لحاظ اقتصادی با عدم توانایی در بازپرداخت بدهی ها رو به رو شدند و بیش از 27 درصد از شرکت ها، هنوز هم در حد خطرناک باقی ماندند. واضح است که مدل بعضی از قابلیت های قابل پیش بینی را نشان می دهد، اما اینکه این مدل ارزشمند باشد یا خیر، هنوز چندان روشن نیست؛ زیرا علاوه بر اینکه 44 شرکت از 115 شرکت در حد خطرناک، تا 4 سال بعد هنوز به فعالیت خود ادامه می دادند، یکی از شرکت های با وضعیت خطرناک ورشکسته شد. این مدل مشکلاتی عملی نیز برای مؤسسه های اعتباری به وجود آورد، زیرا بین 11 تا 21 درصد از وضعیت مشتریان بالقوه آنها را در طی سال های 1973-1980 در حد خطرناک طبقه بندی کرده بود.

2-8-5 مدل زمیجوسکی

زمیجوسکی نسبت های مالی را که نقدینگی، عملکرد و اهرم های مالی شرکت را اندازه گیری می کنند، برای ایجاد مدل مورذ استفاده قرار داد. این نسبت ها فقط بر اساس دیدگاه نظری انتخاب نشده بودند بلکه گزینش آنها بر مبنای مطالعات پیشین زمیجوسکی روی نسبت های مالی بود؛ در ضمن، وی از تجزیه و تحلیل پروبیت برای ایجاد مدل خود استفاده کرد.

Z= (-4.3)(-4.5)X1+ 5.7 X2 + 0.004 X3

X1= کل دارایی ها / درآمد خالص

X2= کل دارایی ها / کل بدهی ها

X3= بدی های جاری / درآمد جاری

وقتی Z<0 باشد،شرکت ورشکسته خواهد شد.

زمیجوسکی مدل را بر روی 40 شرکت ورشکسته و 800 شرکت غیر ورشکسته امتحان کرد و نرخ دقتی در جدود 78 درصد برای یک سال قبل از ورشکستگی به دست آورد(صفری، 1381). این الگو یکی از ساده ترین الگوهای ورشکستگی است که اصل تعداد کم متغیرهای مستقل در الگو در آن به خوبی رعایت شده است(مهرانی، 1384).

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه وبحران مالی در شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران