انواع تعارض

تعارض را از لحاظ بعد و سطح می توان به سه قسمت تقسیم کرد :

  • تعارض درون فردی که انتخاب های انطباق ناپذیر و ناسازگار در خود فرد است.
  • تعارض های میان فردی : شامل سیستم روابطی است که میان دو یا چند نفر که به دنبال رسیدن به هدف‌هایی هستند که معمولا تحت شرایطی که در حال حاضر حاکم است در آن واحد مقابل دست یابی نیست ( ممیز، 1383). عامل عمده این نوع تعارض خودبینی و عدم توجه به درست یا نادرست بودن عقاید و نظرات دیگران می باشد که جهت رفع آن بهترین راه حل برقراری تعاملات منطقی بر پایه همکاری بین افراد داخل گروه می باشد که به صورت گام به گام بایستی اجرا شود. (گوردون[1]، 1987، به نقل از نجفی، 1381).
  • تعارض میان گروهی : شامل سیستم روابطی است که میان دو گروه و یا بیشتر که دارای هدف های  نا همسازند به وجود می آید ( ممیز، 1383).

باید توجه داشت که تعارض های میان فرد، خود به سه دسته تقسیم می شوند. برایکروکلی[2] این سه دسته را به صورت موارد زیر می دانند :

الف ) تعارض در مورد رفتارهای خاص به طور مثال «برای تولد من کارت پستال نفرستادی»

ب) تعارض در زمینه خلق و خوی شخصی « تو تنبل و بی ملاحظه هستی » (دابر، ترجمه سپاه منصور، 1386)

سطوح تعارض

وقتی تعارض با افزایش و تشدید احساسات بروز نماید می توان با بررسی سطوح موجود در آن تعارض را درک کرد. در تمام انواع تعارض ها از مشاجرات همسایگان گرفته تا ازدواج این مراحل وجود دارد :

سطح یک « عدم تعارض » : در این مرحله هیچ گونه اختلاف اساسی در افراد دیده نمی شود.

سطح دوم « تعارض پنهان»[3] : در این سطوح یک نفر مشکل را احساس می کند و اعتقاد دارد که بین اهداف تفاوت وجود دارد. ولی شخص دیگر رفتاری که نشان دهنده تعارض باشد بروز نمی دهد یا این که سعی       می کند وجود چنین اختلافاتی را انکار کند.

سطح سوم « مشکلات قابل حل » : در این سطح افراد مسائلی را مطر ح می کنند که به نفع خود و مورد علاقه‌شان می باشد. آن ها قبول می کنند که مشکلات و خطرات همراه آن را بپذیرند.

سطح چهارم « مشاجره» [4] مشکلی وجود دارد که باید حل شود و این مشکل با خود تعارض همراه است افراد در مرود یک مساله بحث و جدل می کنند و یکدیگر را مورد حمله قرار می دهند که تعارض را به عاملی مخرب تبدیل کنند.

سطح پنجم «کمک»  : در این سطح افرادی که نمی توانند مشاجرات خود را کنترل کنند غالبا تقاضای کمک می کنند و بهتر است که شخص کمک کننده، بی طرف باشد و هدفش مشارکت باشد نه مداخله و این شخص می تواند یکی از دوستان، خویشاوندان و یا یک فرد حرفه ای نظیر یک متخصص بهداشت روانی یا یک صلح دهنده باشد. این کمک ممکن ست هدایت گر و یا غیر هدایت گر باشد. مگر این که لازم باشد قانون یا شخص ثالثی این رویه را اداره کند و‌گرنه تعارض حل نمی شود، افرادی که راه حلی به آن ها تحمیل می شود مثل طلاق هایی که از سوی دادگاه ها صادر می شود، تقریبا همواره مقاومت و مخالفت می کنند.

سطح ششم « نبرد یا فرار » : اگر کمک ها موثر نیفتد یا آن که فرد آن قدر عصبانی باشد که از کسی کمک نخواهد در این صورت علیه یکدگر اقدام می کند و سعی می کنند یکدیگر را شکست دهند یا این که تحقیر کنند یا از آن موقعیت بگریزند و در مرحله نبرد خشونت های لفظی و فیزیکی، سرکوبگری یا قتل روی می دهد. در این مرحله فرار معمولا به شکل اعمالی مثل طلاق بروز می کند.

[1] Gordon

[2] Braiker & keley

[3] Iafeit conflict

[4] Dispute

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت با حل تعارض و سازگاری زناشویی