نوآوری یک منبع کلیدی برای ایجاد مزیت نسبی از تحقیقات انجام شده در خصوص مدیران کارآفرین به دست آمده است.این تحقیقات نشان می دهد که پژوهش های نوآورانه ،به کشورها کمک می کند تا جهت گیری های اقتصادی و بخش های صنعتی  خود را مشخص نمایند ودر جهت پیشرفت تولید و مزیت نسبی حرکت کنند.به این شکل که کارآفرین سازمانی جهت گیری سازمانها را مشخص می کند و میزان تولید بنگاه را افزایش می دهد و افزایش تولید ناشی از نوآوری در نهایت بر کل اقتصاد تاثیر می گذارد و رشد اقتصادی را به همراه خواهد آورد اقیون وهیوت[1] (1998).کارآفرینی سازمانی ،فرایندی است که در آن محصولات یا فرایند های نوآوری شده از طریق ایجاد فرهنگ کار آفرینی در یک سازمان از قبل تاسیس شده به ظهور میرسند.این فعالیت ها از منابع سازمان به منظور دستیابی به نوآوری  استفاده می نمایند (ربیعی،1388،ص135). یکی از آموزه های  پژوهش های جدید در زمینه نوآوری این است که نوآوری پدیده ای بسیار وسیع و گسترده است.به طور مثال ،چند نوع مختلف از نوآوری وجود دارد که همگی آنها نیز مهم هستند.تنها نوآوری در محصول و نوآوری در فرایند های تولید اهیت ندارند بلکه در واقع ،بسیاری از مهمترین نوآوری های که در طول تاریخ انجام شده ،از نوع نوآوری سازمانی بوده است(حیدری ،1386،صص133-134).در واقع بر اساس آنچه که پژوهش های جدید در زمینه نوآوری نشان می دهد،آنچه برای نوآوری موفق مهم است ،تنها ارتباط با علوم پایه،آزمایشگاه ها و دانشگاههای بزرگ بخش عمومی و حقوق مالکیت معنوی نیست،بلکه شرط لازم آن ارتباط نزدیک با مصرف کنندگان (تقاضا) ،عرضه کنندگان و رقبا است.در نتیجه،بنگاه ها در انجام نوآوری همانند اجزای یک سیستم عمل می کنند و مهمترین  ویژگی نوآوری از این زاویه طبیعت و ویژگی سیستمی آن است.برای بیان بیشتر موضوع به تعدادی ازنتایج که در پی نوآوری بدست می آید اشاره می شود(آقا داودوهمکاران،1389،ص130) .

  • نوآوری در عامل تولیدات وخدمات
  • نوآوری عامل افزایش کمیت،تنوع تولیدات و خدمات
  • نوآوری عامل افزایش کیفیت تولیدات و خدمات و موفقیت در رقابت
  • نوآوری عامل افزایش انگیزش کاری کارکنان سازمان
  • نوآوری عامل ارتقای بهروری سازمان
  • نوآوری عامل کاهش بوروکراسی اداری،کاهش پشت میز نشینی و مشوق عمل گرایی

اینکه فکر کنیم سالها برای یک ساختار ،محصول و یا فرایند زحمت کشیده ایم و حال نباید آن را کنار گذاریم باعث می شود از صحنه رقابت حذف شویم .حتی بسیاری از شرکت ها که از طریق فرایند ها و محصولات خود به موفقیت های بزرگی دست یافته اند امروزه برای نوآوری و بروز ایده ای نو ،برخی افکار ،ساختارها ،محصولات ،بازارها و شیوه ها و حتی ماموریت خود را به طور عملی به فراموشی می سپارند و هوشیارانه موارد دیگری را جایگزین می کنند(علی احمدی والهیاری،1382،صص119-121). در تعيين اهداف و راهبرد محصول جديد ابتدا فرايند ارائه محصول جديد، مديران ارشد سازمان با همكاري واحد R&D وظيفه جهت دهي به محصول جديد را برعهده خواهند داشت. جهت دهي از طريق طراحي چشم انداز، اهداف، راهبردها و مقاصد مورد نظر از ارائه محصول جديد صورت مي گيردتعيين چشم انداز، راهبرد و اهداف ايجاد محصول جديد، براساس استراتژي و اهداف کلي سازمان و استراتژي هاي کلان بدست آمده در نوآوري محصول مي باشد.تعريف محصول نیز، يك نقطه شروع حياتي در ايجاد هر محصول جديدي به شمار مي رود. شمار زيادي از نقص ها و ايراداتي كه در خيلي از شركت ها وجود دارد، به خاطر نقص در تعريف محصول مي باشد. از جمله اين نقايص مي توان به موارد زير اشاره كرد: (www.modiryar.com)

  • استراتژي يا برنامه محصول تعريف نشده است.
  • كمبود احتياجات به عنوان پايه اي براي شروع توسعه محصول.
  • احتياجات محصول بدون دريافت ورودي درستي از مشتري توسعه يافته اند.

 

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسي رابطه مديريت دانش و نوآوری محصول در شركت هاي صنعتي استان گيلان